مصطفى محقق داماد
60
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
امركننده آن را دوست دارد . و دلالت بر حرمت و وجوب بستگى دارد به آنكه ناهى و آمر ، چه كسانى باشند ؟ هرگاه نهى و امر از مقامات لازم الإطاعة صادر گردد ، صيغه نهى و امر به ضميمهء حكم عقل مبنى بر لزوم اطاعت ، دلالت بر حرمت و وجوب مىكند . ولى هرگاه نهى و امر از مقاماتى صادر گردد كه با مخاطب از نظر مرتبه مساوى و يا پائينتر باشد ، چنين دلالتى را نخواهد داشت . مثلا وقتى بندگان بارىتعالى از درگاهش مىخواهند كه ما را عذاب نكن و يا آنكه ما را ببخشاى ، اينگونه كلمات ، دلالت بر حرمت و يا وجوب نمىتوانند داشته باشند و صرفا درخواست عاجزانهاى است كه در اصطلاح آن را دعا مىخوانند . پس بهطور كلّى نمىتوان گفت كه قالبهاى نهى و امر ، وضع خاصّى از نظر لغوى دارند . مرحوم آخوند خراسانى صاحب كفاية الاصول در اين موارد نظريهء ديگرى دارد كه بسيار دقيق است و ما فعلا از طرح آن به علت اختصار بحث خوددارى مىكنيم ب ) دلالت صيغهء نهى بر مرّه يا تكرار - دلالت صيغهء نهى بر مرّه يا تكرار ، همانند امر است . النّهايه ، در مورد نهى خصوصيّتى وجود دارد كه در امر آن خصوصيت وجود ندارد . اينك به شرح آن مىپردازيم : صيغهء نهى همانند امر ، فى نفسه نه دلالت بر مرّه دارد و نه بر تكرار . يعنى جمله : « خمر ننوش » از نظر لفظى ، نه دلالت مىكند بر اينكه فقط يكبار بادهگسارى مكن و نه دلالت مىكند بر اينكه براى هميشه اين عمل را انجام مده . بلكه صرفا دلالت مىكند بر زشت